عبد الله احمديه

125

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

غيره افزايش مىيابد . گاه طبيعت به مجموع اين نوع اغذيه يعنى تندى ، شورى و ترشى و مواد جاذب رطوبت متمايل مىگردد تا به كمك آنها بتواند اخلاط زيانبخش را دفع نمايد و اين دليلى بر ضعف معده مىباشد . گاهى معده تمايلى به موادى منافى طبيعت ( مانند ذغال ) پيدا مىكند كه علت آن عدم سازش « اخلاط زيانبخش » با « اخلاط سودبخش » مىباشد . * معده قوى ميل به غذاهاى چرب مانند گوشت و روغن و مانند آن دارد . * اگر حس چشائى سالم باشد هيچ طعمى را بر طعم شيرين ترجيح نخواهد داد . چنانچه ذائقه‌اى تمايل به شيرينى نداشت و آن را پس زد دليل بر افتى در معده مىباشد . * اگر طبيعت از خوراك « گرم » بيزارى نمايد دليلش حرارت زياد معده است . به عكس چنانچه به غذاهاى « سرد » تمايل پيدا كند دليلى بر « سردى » آن خواهد بود . اگر متمايل به ترشى و تندى گردد بايد به وجود خلط لزج در معده پى برد . * معده گرم آب زياد مىطلبد تا بدل ما يتحلل شود . * گزندگى احساس گرسنگى را تحريك مىكند . گاه گزندگى به قدرى بدن را براى غذا تحريك مىكند كه تحمل‌ناپذير شده و ضعف به دنبال مىآورد . * « بلغم ترش » نيز فم معده را تحريك كرده و ايجاد اشتها مىنمايد . * اگر طعم دهان تلخ باشد دليل بر وجود صفرا ، اگر ترش باشد غالبا دليل بر برودت معده شناخته مىشود . البته برودت به حدى نخواهد بود كه مانع هضم غذا گردد ولى گاهى دليلى بر حرارت و كمى رطوبت است . حرارت رطوبت را به غليان درآورده و رها ساخته و نمىتواند آن را به درستى بپزاند . برخى افراد غذا بسيار مىخورند ، تخمه نمىكنند و عمل جذب در آنها به خوبى انجام پذيرفته و در نهايت ثقل زياد هم از آنان دفع نمىشود و نيز بدنشان چندان فربه نمىگردد . سبب تحليل سريع و كثير غذا در اينان صحت گوارش و توانائى هاضمه مىباشد .